Podcastsتاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها
Latest episode

61 episodes

  • تلاش جمهوری اسلامی برای اغوای ترامپ

    17/02/2026
    امروز سه‌شنبه ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ عباس عراقچی به همراه چند کارشناس مسائل هسته‌ای ایران برای دومین بار با استیو ویتکاف و جَرِد کوشنر، فرستادگان رئیس جمهور آمریکا، در ژنو مذاکره کرد. دور اول مذاکرات در ۶ فوریه در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شده بود.
    روز یکشنبه معاون وزیر امور خارجه ایران گفت که اگر آمریکا تحریم‌ها برضد اقتصاد ایران را لغو کند، تهران آماده است دربارۀ ذخایر اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالا مصالحه کند. اما گویا فرستادگان رئیس جمهور آمریکا در نظر دارند دربارۀ مسائل دیگر از جمله اوضاع سیاسی ایران پس از کشتار بی‌سابقۀ معترضان نیز گفت و گو کنند. چندی پیش ترامپ برای جلوگیری از اعدام زندانیان، جمهوری اسلامی را  به حملۀ نظامی تهدید کرد.
    یکی دیگر از شرط‌های دولت آمریکا برای رسیدن به توافق، تعهد جمهوری اسلامی به قطع حمایت از گروه‌های مسلح در منطقه به‌ویژه حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن و محدود کردن برنامۀ موشک‌های بالستیک است. با این حال، مذاکره کنندگان ایرانی‌ گفته‌اند در ژنو تنها دربارۀ موضوع هسته‌ای بحث خواهند کرد. اسرائیل خواهان خارج کردن ذخیرۀ اورانیوم غنی‌شده از ایران و پایان دادن به توانایی جمهوری اسلامی برای غنی‌سازی است. چندین کشور از جمله روسیه حاضرند ذخیرۀ اورانیوم غنی‌شدۀ ایران را بپذیرند.
    از سوی دیگر، ترامپ گفته است اگر رژیم ایران از انقلابی‌گری دست بردارد، آمریکا می‌تواند با توسعۀ روابط تجاری و سرمایه‌گذاری در آن کشور به ویژه با توجه به ذخایر عظیم نفت و گاز آن، رفاه و بهزیستی برای مردم ایران به ارمغان بیاورد. او این را نیز افزوده است که شکست مذاکرات پیامدهای «هراس‌‌آور» برای جمهوری اسلامی خواهد داشت. رئیس جمهور آمریکا جمعۀ گذشته حتی از احتمال سرنگون کردن رژیم ایران سخن گفت.
    آمریکا نیروی نظامی چشمگیری در پشت مرزهای آبی ایران مستقر کرده است. پس از جایگیر شدن ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» در منطقه خلیج فارس در ماه ژانویه، ترامپ فرمان داد ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد فورد» نیز که بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان است همراه با کشتی‌های محافظ خود از دریای کارائیب به سوی خاورمیانه حرکت کند. به عقیدۀ بعضی از کارشناسان، چنین آرایش نظامی عظیم و پرهزینه تنها برای قدرت‌نمایی نیست و به احتمال زیاد رئیس جمهور آمریکا قصد حملۀ نظامی دارد.
    از سوی دیگر، به گزارش رسانه‌های دولتی ایران، سپاه پاسداران روز دوشنبه ۱۶ فوریه یک رزمایش دریایی در منطقۀ استراتژیک تنگۀ هرمز آغاز کرد. به گفتۀ تلویزیون دولتی ایران، این رزمایش دریایی را که «کنترل هوشمند تنگۀ هرمز» نام دارد، نیروهای دریایی سپاه زیر نظارت فرمانده سپاه پاسداران انجام می‌دهند. خبرگزاری تسنیم گزارش داد که این رزمایش برای سنجش آمادگی نیروهای عملیاتی ایران برای مقابله با «تهدیدهای احتمالی امنیتی و نظامی» انجام می‌گیرد.
    با این حال، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی این بار با بستۀ پیشنهادی پُر و پیمان پشت میز مذاکره نشسته است. روز یکشنبه ۱۵ فوریه معاون اقتصادی وزارت خارجۀ ایران گفت: «منافع مشترک در حوزه‌های نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایه‌گذاری‌های معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات با امریکا گنجانده شده است» و سپس افزود: این بار برای پایداری توافق ضروری است که آمریکا نیز بتواند در حوزه‌هایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهره‌مند شود.
    بعضی از تحلیل‌گران معتقدند که بستۀ پیشنهادی جمهوری اسلامی در مذاکرات کنونی نتیجۀ بررسی‌ها و توصیه‌های کارشناسان باتجربه است. به گفتۀ عبدالرحمان الراشد، کارشناس سعودی، با توجه به نیاز فرایندۀ آمریکا به انرژی برای تأمین زیرساخت‌های عظیم هوش مصنوعی، ایران اهمیت استراتژیک ویژه‌ای برای ایالات متحد و جهان دارد. زیرا آن کشور دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است. امروز برای آمریکا گاز از همان اهمیتی برخوردار است که نفت در استراتژی آن کشور در قرن گذشته داشت.
    شکی نیست که حملۀ نظامی آمریکا به جمهوری اسلامی به بی‌ثباتی بازارهای نفت و گاز خواهد انجامید. میدان نفتی و گازی پارس جنوبی در خلیج فارس بزرگ‌ترین میدان گازی جهان است. به سبب تحریم‌ها و محدودیت‌های فنی، بیشتر گاز تولید شدۀ ایران از پارس جنوبی به مصرف داخلی می‌رسد. برپایۀ گزارش‌های «مجمع کشورهای صادرکننده گاز» یا «اوپک گازی»، کل تولید گاز ایران در سال ۲۰۲۴ به ۲۷۶ میلیارد متر مکعب رسید که ۹۴ درصد آن در داخل کشور مصرف شد.
    مساحت میدان گازی پارس جنوبی ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آب‌های سرزمینی ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آب‌های سرزمینی قطر قرار دارد. در جنگ دوازده روزه در ژوئن گذشته، حملات اسرائیل به چهار واحد از پالایشگاه فاز ۱۴ پارس جنوبی آسیب رساند. این پالایشگاه در ۲۰۰ کیلومتری تأسیسات گازی قطر قرار دارد. بسیاری از تأسیسات گازی قطر با سرمایه‌گذاری‌های مشترک غول‌های انرژی آمریکایی «اکسان موبیل» و «کوُنوُکوُ فیلیپس» برپا شده‌اند. در سه دهۀ گذشته قطر صدها میلیارد دلار از صادرات گاز طبیعیِ مایع درآمد داشته است.
    ایران سومین تولیدکننده بزرگ نفت در سازمان اوپک است. گفته می‌شود در روز در حدود ۳.۳ میلیون بشکه نفت خام و بیش از ۱.۳ میلیون بشکه میعانات گازی و دیگر مایعات استخراج می‌کند که حدود ۴.۵٪ از عرضۀ جهانی را تشکیل می‌دهد. در سال ۲۰۲۵ جمهوری اسلامی ایران نزدیک به ۸۲۰ هزار بشکه در روز فرآورده‌های نفتی صادر کرده است.
    به نوشتۀ تابناک، اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، یک‌ چهارم عرضۀ جهانی نفت و یک‌ پنجم عرضۀ جهانی گاز متوقف خواهد شد و این می‌تواند قیمت هر بشکه نفت را به ۱۳۰ دلار برساند. اما به عقیدۀ بعضی از کارشناسان، ترامپ این بار مصمم است جمهوری اسلامی را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند.
    پایان دادن به غنی‌سازی اورانیوم، محدود کردن برنامۀ موشک‌های بالستیک و توقف فعالیت‌های عوامل منطقه‌ای و نیابتی جمهوری اسلامی، درواقع، به معنای پایان جمهوری اسلامی است. شکی نیست که جمهوری اسلامی با پذیرش این خواسته‌ها علت وجودی‌اش را از دست خواهد داد و خیلی زود از درون فروخواهد ریخت. بنابراین، این بار مذاکره با آمریکا برای جمهوری اسلامی گذشتن از پل صراط است که در اساطیر شیعه پلی است نازک‌تر از مو و برنده‌تر از شمشیر.
  • آیا هنوز می‌توان به وعده‌های ترامپ امید بست؟

    10/02/2026
    تظاهرات اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ که با فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی و به پشتگرمی سازمان اطلاعات و عملیات ویژۀ دولت اسرائیل روز به روز پرشور‌تر و بی‌پرواتر می‌شد وارد پنجمین روز خود شده بود که دونالد ترامپ اعلام کرد: اگر رژیم ایران طبق معمول به تظاهرات مسالمت‌آمیز شلیک کند و معترضان را بکشد، ایالات متحد آمریکا به کمک آنان خواهد شتافت. ما آمادۀ مداخله هستیم.
    رئیس جمهور آمریکا سپس پا فراتر گذاشت و ایرانیان را به ادامۀ تظاهرات و حتی قیام دعوت کرد. کم و بیش همۀ ناظران و کارشناسان بین‌المللی بر این عقیده‌اند که تشویق‌های او سبب شد ایرانیان دلگرم شوند و با دست خالی به جنگ نیروهای تا دندان مسلحِ جمهوری اسلامی بروند، نیروهایی که دستور داشتند بی‌هیچ ملاحظه‌ای تیراندازی کنند. ترامپ به جنبش اعتراضی جوانان که به سراسر کشور گسترش یافته بود، وعدۀ یاری داد و اعلام کرد: کمک در راه است!
     تظاهرات دی ماه ۱۴۰۴ را بازاریان تهران در ۷ دی (۲۸ دسامبر۲۰۲۵) آغاز کردند. آنان در اعتراض به وضع فاجعه‌بار اقتصادی به خیابان‌ها آمدند. اما خیلی زود به دنبال فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی گروه‌های بزرگی از مردم نیز به آنان پیوستند و به پشتگرمی وعده‌های اسرائیل و سپس آمریکا خشم خود را متوجه آخوند‌ها کردند و شعار «مرگ بر دیکتاتور!» دادند. رژیم با قطع اینترنت و ارتباط مردم با جهان خارج تظاهرات را به خون کشید. ده‌ها هزار جوان بی‌دفاع را کشت. بیمارستان‌ها و سردخانه‌ها را از جسدهای کشته شدگان انباشت، هزاران تظاهر کننده را بازداشت کرد و سپس مدعی شد که تظاهرکنندگان قصد کودتا داشتند.
    اما انتظار مردم از کمک‌های وعده داده شده بیهوده بود. زیرا ترامپ تغییر عقیده داد و در ۱۶ ژانویه مدعی شد که جمهوری اسلامی اجرای حکم اعدام بیش از هشتصد زندانی را متوقف کرده و او از جمهوری اسلامی سپاسگزاری می‌کند. البته، معلوم نشد رژیم چنین قولی به ترامپ داده بود یا نه. به هر حال، رئیس جمهور آمریکا با مطرح کردن این موضوع هرگونه عملیات نظامی را منتفی دانست.
    در آن چند روز چه گذشت؟ نخست این که ترامپ به قول خود وفا نکرد. برخلاف انتظارِ دست‌کم بخش چشمگیری از معترضان، پایگاه‌های سپاه پاسداران را بمباران نکرد و از کشتن علی خامنه‌ای روی گرداند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ده‌ها هزار معترض را بی هیچ ملاحظه‌ای کشت و هزاران تن دیگر را دستگیر و زندانی کرد. جنبش اعتراضی فروخوابید و انبوه معترضان، شکست خورده و با دل‌های داغ‌دار به خانه‌های خود بازگشتند تا سوگوار جوانان و نوجوانان به خون خفته باشند.
    در فردای سپاسگزاری ترامپ از جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای در یک سخنرانی از کشته شدن هزاران ایرانی سخن گفت و دونالد ترامپ را متهم کرد که با تشویق جوانان به شورش و وعدۀ کمک‌ به آنان سبب‌ساز این فاجعه شده است. او مدعی شد که «عوامل نادان و ناآگاه با سردستگی عوامل خبیث و آموزش‌دیده چند هزار نفر از مردم را به قتل رسانده اند».
    شنیدن چنین دروغی از دهان رهبر جمهوری اسلامی عجیب نیست. با این حال، وعدۀ سر خرمن رئیس جمهور آمریکا را نیز به جوانان نمی‌توان نادیده گرفت. او نه تنها به وعدۀ خود عمل نکرد بلکه اظهار پشیمانی نیز نکرد و چنان که عادت اوست به آسانی از این موضوع گذشت و به موضوع دیگری پرداخت.
    نخستین بار نیست که آمریکایی‌ها خیزشی را که خود یکی از برانگیزند‌گانش بودند یا دعوی حمایت از آن را داشتند، رها می‌کنند. این کار را آنان در سال ۱۹۵۶ با شورشیان مجارستانی کردند. در آن سال دولت آمریکا به شورشیان قول کمک داد، اما سپس عقب‌نشینی کرد. رادیو اروپای آزاد را ایالات متحد آمریکا در سال ۱۹۵۰ به راه انداخته بود که از مونیخ برای پنج کشور اروپای شرقی پخش می‌شد. تأمین مالی این رسانه به عهدۀ سازمان سیا، آژانس اطلاعاتی آمریکا، بود و به رغم کارشکنی کمونیست‌ها آن رادیو شنوندگان فراوان داشت.
     در اکتبر ۱۹۵۶ یک تظاهرات دانشجویی در بوداپست به خشونت کشیده شد. پلیس سیاسی مجارستان به سوی دانشجویان آتش گشود. شورش به سرعت گسترش یافت و شوراهای خودجوش در همه جا خواستار اصلاحات سیاسی شدند. دانشجویان نمادهای کمونیستی را از ساختمان‌های عمومی پایین کشیدند. دولت فرار کرد. دولت دیگری جایگزین آن شد و قول داد از پیمان ورشو که مجارستان را از نظر نظامی به اتحاد جماهیر شوروی می‌پیوست، خارج شود و انتخابات آزاد برگزار کند. نیروهای شوروی عقب‌نشینی کردند و آرامش شکننده‌ای برقرارشد.
    در اوایل نوامبر، ارتش سرخ به مجارستان حمله کرد. مجارها چند روز جنگیدند. رادیو اروپای آزاد شورشیان را مدام تشویق می‌کرد و در برنامه‌هایی به زبان مجاری توصیه‌های تاکتیکی به آنان می‌داد. روزنامه‌نگارانِ رادیو اروپای آزاد که در محل حضور نداشتند، اطلاعات را از رادیوهای محلی مجارستان می‌گرفتند و پخش می‌کردند. خیلی‌ها به مداخلۀ نیروهای ناتو اعتقاد داشتند. اما ایالات متحد قصد مداخله نداشت. در واشنگتن، آلن دالِس، مدیر سیا، منتظر تصمیم رئیس جمهور آیزنهاور بود. اما او تصمیم گرفت کاری نکند.
    قیام سرکوب شد. ۲۵۰۰ مجارستانی به دست شوروی‌ها کشته شدند. شوروی‌ها نیز ۷۰۰ سرباز خود را از دست دادند. ۲۰۰۰۰۰ مجارستانی از مرز اتریش گذشتند و روانۀ تبعید شدند. سرکوب چندین ماه طول کشید. نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، به طعنه گفت: «حمایت آمریکا از همان نوع حمایتی است که طناب دار از یک اعدامی می‌کند».
    عملیات خلیج خوک‌ها در زمان ریاست جمهوری جان اف کندی نیز نمونۀ دیگری است از بدعهدی آمریکا. آن عملیات در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور طرح‌ریزی شده بود. جانشین او، جان اف کندی، تصمیم به اجرای آن گرفت و طرح به «عملیات زاپاتا» تغییر نام یافت. هدف از آن، پیاده کردن تبعیدیان کوبایی ضد کاسترو در سواحل کوبا بود. آنان همگی در ایالات متحد آموزش دیده بودند تا کاسترو را سرنگون کنند. اما درست هنگامی که عملیات آغاز شد، کندی ‌نخواست آمریکایی‌ها درگیر آن ماجرا شوند. در ۱۷ آوریل ۱۹۶۱ نیروهای ضد کاسترو در ساحل کوبا فرود آمدند. اما برخلاف قولی که به آن‌ها داده شده بود پشتیبانی هوایی یا دریایی از آن‌ها نشد. فرمانده آن‌ها ناامیدانه درخواست کمک کرد. اما کمکی نرسید. کاسترو ۱۱۰۰ تن از آنان را به اسارت گرفت که سپس همه را با تراکتور مبادله کرد.
    در سال ۱۹۹۱ ائتلاف بین‌المللی به سرپرستی سازمان ملل ارتش عراق را که به کویت حمله کرده بود، شکست داد. رئیس جمهور آمریکا، بوش پدر، کردها را در شمال و شیعیان را در جنوب تشویق به قیام کرد، اما حاضر نشد تا بغداد پیش برود و صدام حسین را سرنگون کند. زیرا نمی‌خواست چنین هدیه‌ای را به جمهوری اسلامی بدهد. رئیس جمهور آمریکا مانند امروز نگران حفظ ثبات در منطقه‌ بود.
    صدام حسین نیروهای خود را دوباره سازماندهی کرد و به سرکوب شورشیان پرداخت. ایالات متحد تنها دو هواپیمای عراقی را سرنگون کرد، اما شورشیان را در زیر بمباران‌های صدام حسین تنها گذاشت. ارتش عراق با ناپالم و فسفر و سلاح‌های شیمیایی قیام شیعیان و کردها را به خون کشید. سازمان سیا شمار کشته‌ها را ۵۰۰۰۰ از جمله ۱۵۰۰۰ نفر در منطقه بصره برآورد کرد. اما برخی از منابع از صدها هزار کشته یاد می‌کنند. در حدود یک میلیون نفر در تالاب‌های میان‌رودان در جنوب عراق پناه گرفتند و صدها هزار کرد به ترکیه گریختند.
    در زمان اوباما نیز آمریکا شورشیان سوریه را تنها گذاشت و به رغم قولی که داده بود دست بشار اسد را در سرکوب شورشیان با استفاده از سلاح شیمیایی باز گذاشت. پرسش این است که چرا هنوز مردمانی در جهان امیدوارند که ایالات متحد آمریکا به وعده‌های خود عمل کند.
  • آیا جمهوری اسلامی می‌تواند به خواسته‌های ترامپ تن دردهد؟

    03/02/2026
    کشتار ده‌ها هزار جوان بی‌دفاع کشور به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، بسیاری را در جهان از جمله در کشورهای غربی شگفت‌زده و اندوهگین کرده است. بیشتر کارشناسان و ناظران بین‌المللی و ایرانی بر این عقیده اند که جمهوری اسلامی با به خون کشیدن تظاهرات اعتراضی دی‌ماه ۱۴۰۴ باقی‌ماندۀ رشته‌های پیوند خود را با جامعۀ ایران گسست. حتی در میان کارگزاران پیشین رژیم نیز کم نیستند کسانی که از این کشتار بی‌سابقه به خشم آمده باشند و در بُهت و ناباوری فرو رفته باشند.
    به نوشتۀ عبدالرحمان الراشد، رئیس شورای تحریریۀ شبکۀ العربیه، جمهوری اسلامی حتی اگر بتواند موج سهمگین مخالفان و معترضان را سرکوب کند و از حملات اسرائیل و آمریکا جان به در بَرَد، دیر یا زود نابود خواهد شد. زیرا به شدت پیر و فرتوت شده است. به گفتۀ او، این رژیم نتوانست هسته‌های حیاتی خود را نوسازی کند و با ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیرِ زمان هماهنگ شود.
    این حقیقت را غلامحسین کرباسچی، یکی از کارگزاران پیشین رژیم و مدیر مسئول روزنامۀ توقیف شدۀ «هم‌میهن»، نیز به گونه‌ای دیگر در مصاحبه با «ایران وایر» بر زبان آورده است. به گفتۀ او : مسأله این است که مسئولین جمهوری اسلامی چه اصلاح‌طلب و چه غیراصلاح‌طلب درک درستی از جامعه و نسلی که هم‌اکنون در این کشور زندگی می‌کند و از جمعیتی که در طی بیست- سی‌سال گذشته بر جمعیت کشور افزوده شده، شناخت درستی ندارند و با خواسته‌هاشان بیگانه اند.
    به گفتۀ او : نسلی که امروز در ایران هست نه ما را قبول دارد، نه ما را می‌شناسد و نه ما آن‌ها را می‌شناسیم. آن‌ها معیارها و ارزش‌های خاص خودشان را دارند. ما در حفظ پست‌ها و موقعیت‌ها کاری کردیم که «شکاف نسلی» به «عناد نسلی» تبدیل شد. اکنون جوان‌ها و نسل زِد، پنجاه‌ وهفتی‌ بودن را جرم می‌دانند.
    سخنان این کارگزار پیشین جمهوری اسلامی گواه این حقیقت است که میان این رژیم و جامعۀ ایران به‌ویژه نسل‌هایی که پس از انقلاب به عرصه آمده‌اند، شکافی گذرناپذیر گشوده شده که پُر کردنی نیست و دیر یا زود به فروپاشی یا نابودی ناگهانی رژیم خواهد انجامید. به گفتۀ او: واقعیت این است که ما به‌ لحاظ مدیریتی فرسوده و پیر هستیم. هنگامی که بخش عظیمی از جامعه به لحاظ فرهنگ و دانش از ما جلوتر است، نخست باید آن را بشناسیم و بفهمیم و سپس امور کشور را به آن‌ بخش بسپاریم. آنگاه در کنارشان بایستیم و اگر چیزی به عقل‌مان رسید بگوییم. آن بخش از جامعه است که باید تصمیم بگیرد و کشور را اداره کند.
    در چند هفتۀ گذشته، چند تن دیگر از کارگزاران پیشین رژیم نیز که زیر عنوان «اصلاح‌طلب» از آنان یاد می‌کنند، به اصلاح‌ناپذیر بودن جمهوری اسلامی اعتراف کرده و نابودی نزدیک آن را پیش‌بینی کرده اند. آنان در طی کوشش‌های چند دهۀ گذشته به تجربه دریافته‌اند که این رژیم به سبب انجماد ایدئولوژیکی اش هیچ‌گونه اصلاحی را برنمی‌تابد. بنابراین، سرنوشتی جز فروپاشی و نابودی ندارد.
    به گفتۀ عبدالرحمان الراشد، ایران یک قدرت اقتصادیِ فروخفته است که ایدئولوگ‌های اسلامی به همان ‌گونه که کمونیست‌ها در چین و اتحاد جماهیر شوروی عمل کردند، راه شکوفایی اقتصادی را بر آن بستند. ما از کشوری سخن می‌گوییم که سرشار از منابع طبیعی است. ایران فقط فرش و زعفران و خاویار نیست. آن کشور دومین ذخایر بزرگ گاز جهان را در اختیار دارد، اما به سبب تحریم‌ها در انتهای فهرست کشورهای صادر کنندۀ گاز و در رتبه‌ هجدهم قرار دارد. ایران همچنین یک کشور بزرگِ نفتی و در عین حال یک بازار۹۰ میلیونی امیدبخش است که به سه دریا راه دارد.
    به گفتۀ این کارشناس، مشکل اصلی ایران در شیوۀ ادارۀ کشور است؛ زیرا نظام جمهوری اسلامی خود را در نوعی «متافیزیک دینی» زندانی کرده و این سبب شده است که آن کشور به کشوری فقیر تبدیل شود. از سوی دیگر، جنگ‌ها آن را فرسوده کرده و تحلیل برده اند.
    به عقیدۀ این کارشناس سعودی، شتاب واشنگتن برای ایجاد تغییر در ایران، نه برای مجازات جمهوری اسلامی بلکه برای جلوگیری از سقوط سریع آن است. آمریکا به دنبال توافقی است که در آن ایرانِ ضعیف سه امتیاز کلیدی به ایالات متحد بدهد. نخست، محدودیت در غنی‌سازی اورانیوم؛ دوم، کنترل برنامه موشک‌های بالستیک و سوم، توقف فعالیت‌های عوامل منطقه‌ای و نیابتی ایران.
    به گفتۀ این کارشناس سعودی، با توجه به نیاز فرایندۀ آمریکا به انرژی برای تأمین زیرساخت‌های عظیم هوش مصنوعی، ایران اهمیت استراتژیک ویژه‌ای برای ایالات متحد و جهان دارد. زیرا آن کشور دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است. در واقع، امروز برای آمریکا گاز از همان اهمیتی برخوردار است که نفت در استراتژی آن کشور در قرن گذشته داشت. به گفتۀ او، در گذشته محاصره و منزوی‌‌کردن ایران سیاست مناسبی بود، زیرا بسیاری از کشورهای نفتی می‌توانستند نیاز بازار را تأمین کنند. اما امروز دیگر با توجه به نیاز روزافزون به منابع گاز، در انزوا قرار دادن ایران سیاست خردمندانه‌ای نیست.
    در این میان تکلیف اسرائیل و رژیم ایران و دشمنی شدید آن‌ها چه خواهد شد؟ به باور این کارشناس سعودی، هنگامی که نظام سیاسی در ایران و سیاست‌های آن تغییر کند، به احتمال زیاد آن کشور و اسرائیل به هم نزدیک‌ خواهند شد و چه‌ بسا از دشمنی دیرینه دست بکشند و به یک ائتلاف مصلحت‌جویانه وعمل‌گرایانه تن دردهند.
    اسرائیل از فناوری پیشرفته و توانایی «سرمایه‌گذاری» برخوردار است. اما آن کشور نیز به همکاری بلندمدت در بخش انرژی و دسترسی به بازاری بزرگ نیاز دارد. مانع اصلی، زمان لازم برای راه‌اندازی و بهره‌برداری از ذخایر گازی ایران خواهد بود که شاید پنج سال یا کمی بیشتر طول بکشد به شرط آن که دگرگونی‌ها سبب‌ساز هرج و مرج در ایران نشوند.
    پرسشی که در این میان بی‌پاسخ می‌ماند چگونگی تغییر نظام در ایران است. شکی نیست که اگر جمهوری اسلامی به خواسته‌های ترامپ تن دردهد و آن سه امتیاز کلیدی را به آمریکا بدهد، علت وجودی‌اش را از دست خواهد داد و خیلی زود از درون فروخواهد ریخت. کشتاری که نیروهای سپاه و بسیج از جوانان ایران کردند در اصل به این سبب بود که نظام هستی خود را در خطر می‌دید. بنابراین، اگر یقین کند که حمله‌ای در کار نیست و تهدیدها و لشکرکشی ترامپ برای ترساندن آن است، بعید می‌نماید که به خواسته‌های او تن دردهد.
    آنچه امروز پس از آن کشتار بی‌رحمانه می‌توان گفت، این است که بسیاری از ایرانیان برای برچیدن بساط جمهوری اسلامی دیگر چندان امیدی به وعده‌های قدرت‌های خارجی ندارند. جوانان ایران برای رسیدن به توافق میان ترامپ و جمهوری اسلامی به پا نخاسته بودند. اگر رئیس جمهور آمریکا چنین قصدی داشت، نباید با دادن وعدۀ کمک به جوانان، آنان را به برانداختن رژیم تشویق می‌کرد.
  • ترامپ به دنبال چیست، تغییر رژیم یا مجازات آن؟

    27/01/2026
    شبح مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران رهبران جمهوری اسلامی را به هراس افکنده است. در گرماگرم جنبش انقلابی جوانان، ترامپ با لحنی تند جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت: همۀ گزینه‌ها روی میز است.
    او بامداد روز سه‌شنبه ۱۳ ژانویه در شبکۀ اجتماعی «تروث سوشال» خطاب به «میهن‌دوستان ایرانی» نوشت: «به تظاهرات ادامه دهید و کنترل نهادهای خود را در دست بگیرید. نام قاتلان و عاملان سرکوب را یادداشت کنید؛ آنان بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». اما سپس «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» و مدعی شد که کشتار پایان یافته است. گفته می‌شود گفت و گوهای او با دولت‌های گوناگون منطقه او را به این نتیجه رساند که بهتر است حملۀ نظامی نکند یا آن را به عقب بیندازد.
    در ۱۶ ژانویه، فیلیپ بوُسه، روزنامه‌نگار فرانسوی زبان کانادایی، در مقاله‌ای «خیزش جوانان ایران را سلاح ژئوپلیتیکی جدید» خواند و بر «ریاکاری» و ملاحظات ژئوپلیتیکی ایالات متحد و اسرائیل در ارتباط با این خیزش اشاره کرد. در پاسخ او، کارشناس دیگری به نام «لویی فیلیپ نوئل»، نوشت: حمایت غرب از ایرانیان ریاکارانه نیست، بلکه یک واکنش استراتژیک طبیعی است. اسرائیل و ایالات متحد آمریکا ایران را ناگهان کشف نکرده اند. آن‌ها می‌‌بینند و می‌شنوند که ایرانیان در خیابان‌ها فریاد می‌زنند: این رژیم اصلاح‌پذیر نیست و تا زمانی که هست، چیزی تغییر نخواهد کرد.
    این همان پیامی است که وال استریت ژورنال از قول تحلیل‌گران خود نوشت: هر رژیمی که شهروندانش را بکشد، همۀ مشروعیت بین‌المللی اش را از دست می‌دهد. بنابراین، هرگونه مماشات با چنین رژیمی از نظر اخلاقی و استراتژیک خطرناک است. حمایت از مردمی که برای سرنگونی یک حکومت دینی تا دندان مسلح به پا خاسته اند، «ابزارسازی» نیست، بلکه انسجام منطقی است.
    اما جمهوری اسلامی کشتار جوانان به جان آمده را در پشت درهای بسته به انجام رساند و آمریکا و اسرائیل به رغم تهدیدهای ترامپ مداخله‌ای نکردند. از همین رو، بعضی از کارشناسان، استقرار ناوگان آبراهام لینکلن در مرزهای آبی ایران و احتمال حمله به ایران را حتی اگر انجام شود، نوشدارو پس از مرگ سهراب می‌دانند. گفته می‌شود رهبران آمریکا و اسرائیل بی‌میل نیستند ضربه‌ای به جمهوری اسلامی بزنند تا به مردم سوگوار ایران اندکی دلگرمی داده باشند. گویا اختلاف دو دولت تاکنون بیشتر در زمینۀ هماهنگی‌های لجستیکی و تاکتیکی بود و نه اصل موضوع که عبارت باشد از حملۀ به زیرساخت‌های نظامی و فرماندهان سپاه پاسداران. اما در این باره نیز کارشناسان تردید دارند.
    به گفتۀ الکساندر دِل وال، کارشناس سرشناس ژئوپلیتیک در فرانسه، در پس تهدیدهای ترامپ نخست منافع شخصی او و سپس مصلحت کشورش آمریکا نهفته است که گاه در تصمیم‌گیری‌هایش پیوستگی این دو را با هم می‌توان دید. تهدیدهای او معمولاً جنبۀ تاکتیکی دارد. هدف او این است که با تهدیدهای حیرت‌انگیزش حریف یا هماوردش را بُهت‌زده و دستپاچه کند تا بتواند هنگام مذاکره امتیاز هرچه بیشتری از او بگیرد.
    به گفتۀ او، این همان دکترین «شوک و حیرت» است که به آن دکترین «چیرگی سریع» نیز می‌گویند. «شوک و حیرت» یک دکترین نظامی است و هدف از کاربست آن، خُرد کردن روحیۀ دشمن از راه نمایش قدرت نظامی و، به عبارتی، به رخ کشیدن آن است. این کارشناس ژئوپلیتیک معتقد است که شیوۀ گفتار و رفتار ترامپ کم و بیش مانند ولادیمیر پوتین است که در جنگ با چچن‌ها گفت: آنان را تا مستراح دنبال خواهیم کرد.
    به عقیدۀ این کارشناس، مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران با توجه به نیرویی که ترامپ با فرستادن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به مرزهای آبی ایران بسیج کرده، به نظر ناممکن می‌رسد.  ۲۵ یا ۳۰ هزار نظامی آمریکایی برای حمله به کشوری مانند ایران کافی نیست. روس‌ها برای حمله به اوکراین ۱۴۰ هزار سرباز بسیج کرده بودند، اما سپس معلوم شد که برای تسخیر خاک آن کشور شمار سربازان روس باید به سه، چهار یا پنج برابر آن برسد. بنابراین، مداخلۀ نظامی آمریکا برای «تغییر رژیم» با این تعداد سرباز آمریکایی امکان‌پذیر نیست. از سوی دیگر، ترامپ قصد ندارد تجربۀ عراق و افغانستان را در ایران تکرار کند.
    به گفتۀ او، ترامپ با لشکرکشی کنونی‌اش می‌خواهد فرماندهان سپاه پاسداران و سازمان شبه‌نظامی بسیج را به هراس بیفکند تا در مذاکرات احتمالی آینده با آنان، هرچه بیشتر امتیاز بگیرد. به نظر می‌رسد فرماندهان سپاه و بسیج سخت ترسیده اند. زیرا به این حقیقت پی برده اند که قصد ترامپ زدن زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی کشور نیست بلکه می‌خواهد فرماندهان و مراکز حساس آن‌ها را هدف قرار دهد. سپاه و بسیج دو رکن اساسی جمهوری اسلامی اند. بخش‌های مهمی از اقتصاد کشور نیز در دست آن‌هاست. گفته می‌شود یک سوم اقتصاد کشور در دست سپاه پاسداران است.
    جوانانی که در آن دو سازمانِ شبه‌نظامی خدمت می‌کنند، درواقع، گوشت دم توپ فرماندهان ریز و درشت آن‌‌ها در جنگ با دشمنانشان هستند. دستگاه سرکوب رژیم را نیز آن دو سازمان می‌گردانند. فرماندهان سپاه و بسیج به ثروتی که اندوخته اند بسیار دلبسته‌ اند. آنان بخش مهمی از ثروتشان را به امارات متحد عربی منتقل کرده اند. بیشتر اعضای خانواده‌هاشان در بیرون از ایران از جمله در اروپا و آمریکا و کانادا جایگیر شده‌اند و زندگی‌های مرفهی دارند.
    بنابراین، به گفتۀ این کارشناس، هدف از این لشکرکشی نخست ترساندن فرماندهان سپاه و بسیج و سپس کشاندن آنان به میز مذاکره است تا به خواسته‌های ترامپ تن دردهند. نخستین خواست ترامپ این است که آنان همۀ اورانیوم غنی‌شده با خلوص ۶۰ درصد را که در اختیار دارند به کشور سومی واگذار کنند و برنامۀ هسته‌ای نظامی را به کل برچینند. شکی نیست که برآوردن این خواسته برای فرماندهان سپاه بسیار دشوار خواهد بود.
    بنابراین، باید منتظر رویدادهای نامنتظر باشیم.
  • سهم بدعهدی آمریکا و اسرائیل در به خون کشیده شدن جنبش جوانان

    20/01/2026
    جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران جنبش‌های اجتماعی، خیزش اخیر گروه‌های بزرگی از جوانان کشور را که در پی تظاهرات اعتراضی بازاریان تهران به راه افتاد، به درستی «جنبش انقلابی» یا «جنبش برانداز» می‌نامند. بعضی از تحلیل‌گران ایرانی برای توصیف این خیزش از واژۀ «انقلاب» استفاده می‌کنند که از نظر اصطلاح‌شناسی دقیق نیست. زیرا از «انقلاب» زمانی می‌توان سخن گفت که جنبش انقلابی به سقوط رژیم بینجامد و قدرت به دست انقلابیان بیفتد.
    بسیاری از کارشناسان معتقدند که زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی این جنبش از پیش آماده بود و برای به راه افتادن نیاز به «کاتالیزور» داشت. تظاهرات بازاریان تهران در ۲۸ دسامبر در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کاهش مداوم ارزش پول ملی، کاتالیزور این جنبش شد. اما چرا جنبش بی‌درنگ به تندروی کشیده شد و این گمان در میان جوانان قوت گرفت که رژیم در لبۀ پرتگاه سقوط قرار دارد؟
    جنگ دوازده روزه شکنندگی و آسیب‌پذیری نظامی جمهوری اسلامی را آشکار کرده بود. در آن جنگ، اسرائیل در کمتر از ۷۲ ساعت پدافند هوایی جمهوری اسلامی را از کار انداخت. زیرساخت‌های نظامی کشور را ویران کرد و بیشتر فرماندهان سپاه را کشت.
    افزون بر شکنندگی و آسیب‌پذیری نظامی، با جنگ دوازده روزه و پس از آن مردم به درماندگی رژیم در همۀ عرصه‌های حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور نیز پی بردند. با این حال، ماه‌ها بود که بی‌عملی را به واکنش‌های نسنجیده ترجیح می‌دادند تا اینکه بازاریان و مغازه داران تهران در ۲۸ دسامبر به نشانۀ اعتراض دست به تظاهرات زدند.
    تظاهرات بازاریان در رسانه‌های جهان از جمله اسرائیل بازتاب گسترده یافت. در ۲۹ دسامبر وبگاه شبکۀ تلویزیونی اسرائیل، «آی ۲۴ نیوز»، نوشت: دو روز است موج تازه‌ای از تظاهرات اعتراضی به سبب فروپاشی اقتصادی و سقوط بی‌سابقۀ ارزش پول ملی، ایران را به لرزه درآورده است. در تهران، هزاران شهروند به ویژه در بازار و محله‌های مرکزی به خیابان‌ها آمده‌اند تا به بدتر شدن روزافزون وضع اقتصادی کشور اعتراض کنند.
    وبگاه «آی ۲۴ نیوز» پس از بازگویی واکنش مسئولان جمهوری اسلامی و چندین رویداد مرتبط با این تظاهرات افزود: خبرگزاری تسنیم «رسانه‌های دشمن» و «سازمان‌های امنیتی بیگانه» را متهم کرده است که به دست عوامل داخلی خود می‌کوشند از خشم به حق مردم سوء‌استفاده ‌کنند. به نوشتۀ آن وبگاه، در چنین فضای پرتنش بود که یک حساب کاربری فارسی‌زبان وابسته به موساد پیامی منتشر کرد که در آن، روشن و آشکار ایرانیان را به تظاهرات دعوت می‌کرد.
    در پیام موساد که در شبکۀ اجتماعی ایکس منتشر شده بود، از جمله آمده بود: «باهم به خیابان‌ها بیایید. وقتش رسیده است. ما همراه شما هستیم. نه تنها از راه دور و شفاهی، در میدان نیز همراهتان هستیم». به نوشتۀ آی ۲۴ نیوز، پیام موساد این گمان را در ذهن‌‌ها ایجاد کرد که گویا اسرائیلی‌ها تصمیم گرفته اند به کمک معترضان بیایند. این موضع‌گیری بی‌پرده و بی‌سابقۀ «سازمان اطلاعات و عملیات ویژۀ دولت اسرائیل» به جنبش اعتراضی ایرانیان که ریشه در بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی کشور داشت، یک بُعد ژئوپلیتیکی انفجاری بخشید.
    پیام موساد سپس در روز چهارشنبه ۳۱ دسامبر از رادیو ارتش اسرائیل به زبان عبری پخش شد. روز بعد، اول ژانویه ۲۰۲۶ در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، سکوت کرده بود، در حساب اینستاگرام فارسی زبانِ وزارت امور خارجۀ اسرائیل پیامی در حمایت از تظاهرکنندگان منتشر شد. پیام همراه با تصویر شیر و خورشید، نشان رسمی ایرانِ پیش از انقلاب، بود. شیر پنجۀ خود را بر روی یک ساعتِ شِنی گذاشته بود که پایان نزدیک جمهوری اسلامی را اعلام می‌کرد. در پایۀ ساعت شِنی، نشان رسمی جمهوری اسلامی قرار داشت. تصویر با این جملات همراه بود: «قیام شیران و شیرزنان ایران برضد تاریکی» و «نور همیشه بر تاریکی پیروز می‌شود.»
    در همان روز، شاهزاده رضا پهلوی در شبکۀ اجتماعی ایکس نوشت: «هم‌زمان با استقبال جهان از سال نو، سپیده‌دم دوره‌ای تازه در ایران فرا رسیده است. هم‌میهنان شجاع من در شهرها و شهرک‌های سراسر کشور به خیابان‌ها آمده‌اند و برای آزادی خود می‌جنگند و جانشان را به خطر می‌اندازند. حکومت کنونی به پایان راه رسیده و در شکننده‌ترین وضعیت خود قرار دارد؛ ضعیف، عمیقا دچار اختلاف و ناتوان از سرکوبِ شجاعت ملتی در حال خیزش.»
    در آن پیام، او خطاب به جامعه جهانی افزوده بود: «از شما می‌خواهم نه فقط در حرف، بلکه در عمل در کنار مردم ایران بایستید. صلح در خاورمیانه و ثبات در جهان به ایرانی آزاد وابسته است. برخلاف ۴۶ سال آشوب و خشونتی که این حکومت به بار آورده، ایران جدید و دموکراتیکی که در پی ساختن آن هستم، دوره‌ای از رفاه و امنیت را رقم خواهد زد.»
    از آن پس بود که شاهزاده رضا پهلوی با فراخوان‌های پی در پی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان حامی او در خارج منتشر و تفسیر و تشریح می‌شد، مردم را برای برانداختن جمهوری اسلامی دعوت ‌کرد.
    تظاهرات اعتراضی جوانان که به پشتگرمی وعده‌های اسرائیل و فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی روز به روز رادیکال‌تر می‌شد وارد پنجمین روز خود شده بود که دونالد ترامپ مستقیم به جمهوری اسلامی هشدار داد و گفت: «اگر رژیم ایران طبق معمول به معترضانِ تظاهرات مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنان را بکشد، ایالات متحد آمریکا به کمک آنان خواهد شتافت. ما آماده مداخله هستیم». پس از این هشدار، سخنگوی رهبر جمهوری اسلامی پاسخ داد: «مداخلۀ آمریکا به هرج و مرج در سراسر منطقه خواهد انجامید».
    به نوشتۀ «ایران وایر»، مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی ‌اند که در ۱۰ روز اول تظاهرات با معترضان به شکل «کاملاً مدنی» برخورد شد و خواسته‌های آنان به حق دانسته شد، اما با ورود «هسته‌های تروریستی موساد و سیا»، مسیر آن از «سُفرۀ مردم» به سمت «جنگ خیابانی» کشیده شد.
    اما در توضیح بی‌عملی اسرائیل و بدعهدی ترامپ تحلیل‌گران ایرانی و بین‌المللی به عوامل گوناگون اشاره می‌کنند. گفته می‌شود مشاوران ترامپ در کاخ سفید توصیه‌های ضد و نقیض به او می‌کردند. گویا جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، از حمله به ایران پشتیبانی می‌کرد. استدلال او این بود که ترامپ با دادن هشدار به ایران دربارۀ کشتن معترضان خط قرمز تعیین کرده و باید به آن عمل کند. با این حال، او سرانجام با کنار گذاشتن گزینۀ حملۀ نظامی موافقت کرد.
    اما عامل مهمی که در گزارش‌های مطبوعات آمریکایی از جمله «واشنگتن پست» به آن اشاره می‌کنند، درخواست کشورهای عرب خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحد عربی، قطر، عمان و دیگر متحدان عرب آمریکا از ترامپ بود. آن‌ها از ترامپ خواستند در برابر ایران به گزینۀ دیپلماتیک روی آورد. رهبران آن‌ کشورها از جمله بن‌سلمان به ترامپ گفتند: حمله به ایران پیامدهای امنیتی و اقتصادی برای کل منطقه خواهد داشت و سرانجام به زیان آمریکا تمام خواهد شد.
    به گزارش مطبوعات آمریکایی به نقل از یک منبع نزدیک به کاخ سفید، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز در گفت و گوی تلفنی با رئیس جمهور آمریکا از او خواست که حمله نکند. زیرا اسرائیل برای دفاع از خود آمادگی کافی ندارد. گویا نتانیاهو و ترامپ دو بار در این باره باهم گفت و گو کرده اند.
    چنین بود که جنبش انقلابی جوانان به جان آمدۀ ایران تنها ماند و به قول مهدی اخوان ثالث: گرد آمد و سوار نیامد.

About تاریخ تازه‌ها

رویدادهای روز که خمیرمایۀ «اخبارِ» رسانه ها را تشکیل می دهند، فراوان ریشه در گذشته دارند و گاه بیش از آنکه حاصل گریز ناگهانی احوال روز باشند، نتیجۀ دیگرگون شدن هر چند کُند، اما ژرف و پایدار روزگاری دراز مدت اند. «تاریخ تازه‌ها» بر گذشتۀ رخدادهای روز می نگرد و در این نظر و گذر پیشینۀ چرخش‌ها‌ی کنونی را باز می نماید.
Podcast website
Social
v8.6.0 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 2/18/2026 - 4:18:32 PM