در روزهای اخیر تنش در خلیج فارس دوباره بالا گرفت. یکشنبه هفتم ژوئن، ایران در واکنش به نقض آتشبس در لبنان چندین موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد و اسرائیل نیز شبانه به چند نقطه در ایران حملۀ هوایی کرد. این تبادل آتش میان دو کشور در حالی انجام میگیرد که دولت ترامپ همچنان میکوشد به توافقی با ایران دست یابد.
چند ساعت پس از شليک موشکهای بالستیک ايران به شمال اسرائيل، رئیس جمهوری آمریکا در گفتوگو با روزنامۀ فایننشالتایمز گفت: این حملات تأثیری در روند مذاکرات آمریکا و ایران نخواهد داشت. او سپس افزود: نخستوزیر اسرائیل سرانجام ناگزیر خواهد شد توافق میان ایالات متحد آمریکا و ایران را بپذیرد. او چارهای جز این ندارد. من هستم که تصمیم میگیرم. همۀ تصمیمها را من میگیرم. نتانیاهو تصمیمگیرنده نیست.
اصرار ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی ایران علتهای گوناگون دارد. نخست اینکه جنگ، آن گونه که ترامپ و نتانیاهو برنامهریزی کرده بودند، پیش نرفت. رژیم ایران نه تنها سرنگون نشد بلکه به رغم ضربههای سنگینی که خورد، ایستادگی کرد. به گفتۀ جان مِرشایمِر، کارشناس روابط بینالملل و استاد دانشگاه شیکاگو، اگر ایالات متحد آمریکا به پیروزی تام و تمام، مانند پیروزی آن کشور در برابر آلمان نازی یا امپراتوری ژاپن، دست مییافت، جنگ با ایران از مدتها پیش به پایان رسیده بود. آمریکای پیروزمند شرایط خود را به کشور شکستخورده زورآور میکرد و همه چیز پایان مییافت. اما در جنگ کنونی با ایران چنین اتفاقی نیفتاد. ایران تواناییها، ارادۀ سیاسی و انگیزۀ نیرومند برای ادامۀ جنگ را با تبدیل کردن آن به یک جنگ فرسایشی حفظ کرد.
به گفتۀ جان مِرشایمِر، این فکر که ابتکار عمل در این جنگ در دست آمریکا و اسرائیل باقی خواهد ماند و آنها هستند که تصمیم میگیرند جنگ چه زمانی آغاز شود، چه زمانی و با چه شرایطی پایان یابد، در اصل، توهمی بیش نبود. کم و بیش همۀ محاسبات آنها غلط از آب درآمد. ترامپ و نتانیاهو استقلال استراتژیک ایران را دستکم گرفتند و در دامی افتادند که خود گسترده بودند. دعوت از جوانان کشور برای برانداختن رژیم در زیر بمبارانهای بیامان، خطای محاسباتی بود. به احتمال زیاد، ایرانیانی که به خدمت موساد درآمده بودند اطلاعات نادرست در اختیار اسرائیلیها و آمریکاییها گذاشته بودند.
به گفتۀ این کارشناس، در این جنگ ایالات متحد و اسرائیل بر شدت بمبارانها افزودند، به زیرساختهای حیاتی ایران حمله کردند، بیآنکه این احتمال را در نظر بگیرند که ایران نیز میتواند زیرساختهای حیاتی کشورهای همپیمان اسرائیل و آمریکا را در خلیج فارس و نیز خاک اسرائیل را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار دهد. ایران این کار را به آسانی انجام داد، زیرا انبوهی موشک بالستیک و پهپاد دارد که بیشتر آنها بسیار دقیق عمل میکنند. توان موشکی و پهپادی ایران نه یک تهدید انتزاعی بلکه تهدیدی ملموس، فوری و جدی است. رژیم ایران این اهرم دفاعی را در محیطی توسعه داده است که انباشته از پایگاهها و هدفهای آسیبپذیر دشمنان آن کشور است.
حمله به تأسیسات «آب شیرینکن» کشورهای عرب خلیج فارس، درواقع، حمله به هستی و بقای آن کشورهاست. بدون آب، حیات از آن کشورها رخت برمیبندد. مِرشایمِر این موضوع را روشن و بیپرده بر زبان میآورد: ایران میتواند آن کشورها را ویران کند؛ میتواند زیرساختهایی را که آن کشورها را سرپا نگه میدارند، نابود کند.
بنابراین، اصرار ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی بیعلت نیست. افزون بر اینها، حسابگریهای سیاسیِ زودگذر و الزامهای موقتی نیز ترامپ را به امضای توافق با ایران بدون در نظر گرفتن نگرانیهای دولت اسرائیل واداشته است، مانند برگزاری جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ از ۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیه در خاک آمریکا، انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ در سوم نوامبر و برگزاری جشن دویست و پنجاهمین سالگرد امضای تاریخی اعلامیه استقلال در چهارم ژوئیه.
از سوی دیگر، این جنگ برای ایالات متحد آمریکا بسیار پرهزینه بوده است. رقم اعلام شدۀ پنتاگون ۲۹ میلیارد دلار است. اما کارشناسان این رقم را ساختگی میدانند. به گفتۀ الیزابت وارِن، سناتور ایالت ماساچوست در سنای آمریکا، جنگ با ایران ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه روی دست دولت آمریکا گذاشته است.
برآوردهای دولت از هزینۀ جنگ دربرگیرندۀ خسارتهای وارد شده به پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه، مانند کویت، نیستند. دستکم ۱۶ پایگاه آمریکایی در هشت کشور گوناگون منطقه به شدت آسیب دیدهاند. از بعضی پایگاههای آسیب دیده دیگر نمیتوان استفاده کرد. برای مثال، آنچه در تصویرهای ماهوارهای شبیه توپهای گُلف به نظر میرسد، در واقع، گنبدهایی هستند که از دیشهای ماهوارهای حیاتی برای ارتباطات محافظت میکنند. ایران این فناوریهای گرانقیمت را به طور منظم و دقیق هدف قرار داده است.
به نوشتۀ منابع معتبر از جمله اندیشکدۀ آمریکاییِ «انستیتو واشنگتن»، در این جنگ، ایران ۱۵۵ کشتی و ایالات متحد ۴۲ هواپیما از دست دادهاند. تبادل آتش میان دو کشور نیازمند استفاده از مهمات فراوان بود. آمریکاییها در مجموع ۴۵۰۰ موشک بسیار گرانقیمت از انواع گوناگون شلیک کردهاند و ایرانیها صدها موشک و مهمتر از همه ۴۴۰۰ پهپاد ارزانقیمت اما بسیار دقیق و ویرانگر پرتاب کردهاند.
اما تلفات جانی دو طرف در این جنگ نامتقارن قیاسپذیر نیست. به گفتۀ پنتاگون، در مجموع ۱۳ سرباز آمریکایی در این جنگ کشته شدهاند. اما در ایران، به گزارش «هرانا» (انجمن حقوق بشر ایرانی مستقر در ایالات متحد آمریکا)، دستکم ۳۶۳۶ نفر از جمله ۱۷۰۰ غیرنظامی جان خود را از دست دادهاند.
در نخستین روز حملۀ هوایی اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به ایران، مدرسه ابتدایی دخترانۀ میناب سه بار هدف حمله قرار گرفت. به گزارش یونیسف، در آن حمله دستکم ۱۶۸ نفر کشته شدند که بیشتر آنان دختران مدرسهای ۷ تا ۱۲ ساله بودند. ۹۵ نفر نیز زخمی شدند. ارتش آمریکا مسئول آن کشتار بود چنان که از همان آغاز جنگ، بسیاری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی متوجه شدند که جان ایرانی برای رهبران آمریکا و اسرائیل ارزشی ندارد. کارشناسان، این حقیقت را نیز یکی از علتهای بیصبری ترامپ در پایان دادن به این جنگ میدانند.
یک علت مهم دیگر نیز این حقیقت است که ایران تواناییهای نظامی خود را به سرعت بازسازی میکند. باختران در غرب کشور و سایت پرتاب موشک زیرزمینی آن، هدف بیش از دوازده حمله قرار گرفت. اما نیروهای ایرانی به بازسازی سریع آن پرداختند. از زمان آتشبس، بولدوزرهای ایرانی شبانه روز در حال گشودن راههای ورود به تونلها هستند و جادههای جدیدی ساخته شده است. به گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، جمهوری اسلامی ۷۰ درصد از ذخایر موشکی خود را دوباره پُر کرده است و در بارۀ برنامه هستهای آن هیچ مدرکی در دست نیست که نشاندهندۀ نابودی واقعی ظرفیت غنیسازی اورانیوم باشد. گویا تنها راه دولت آمریکا هماکنون رسیدن به یک توافق با جمهوری اسلامی است.
بنابراین، چنان که بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی به درستی میگویند، در این میان کلاه مردم ایران پس معرکه مانده است.